ويراني را به نهايت رساند و آن را تقريباً از سكنه خالي ساخت‌. مي‌توان گفت كه قلمرو شرق‌ اسلامي از ويرانگري‌هاي او هرگز قد راست نكرد.
بنابراين‌، ظهور او در تاريخ هر كشوري كه به ديدارش شتافت‌، حكم يك مقطع را دارد (مانند طاعون‌)؛ بايد از آن كشور به صورتي كه پيش از تيمور و بعد از تيمور بوده است سخن بگوييم‌.
تاخت‌وتازهاي تيمور تخريب شبكه‌هاي آبياري را، كه بين‌النهرين‌ِ آن روز را بهشتي ساخته‌ بود، يك‌سره كامل كرد. گفته مي‌شود در زمان ساسانيان درختان منطقه چنان فراوان و متراكم‌ بودند كه يك سنجاب مي‌توانست از سلوكيه به خليج فارس برود بي‌آن‌كه پا بر زمين بگذارد! نهرها و مسيل‌ها كه بدون آنها زمين باروري خود را از دست مي‌دهد به فراموشي سپرده شد، تخريب شد، باز فراموش شد و... و به‌تدريج ناپديد گرديد. تيمور اين كار را تكميل كرد.
از سه فاتح مغول يعني چنگيز، هلاكو و تيمور، بي‌شك سومي خطرناك‌تر بود. اين او بود كه‌ نه‌تنها كار پيشينيان را تكميل كرد، بلكه كشتار و ويرانگريهايشان را خنثي كرد. تيمور قادر به حفظ امپراتوري خويش نبود، زيرا بدون او نمي‌توانست چندان دوام يابد. فرهنگ تيموري‌ سده‌ٴ پانزدهم و فرهنگ تيموريان هند (1525ـ1857م‌) با روٴياهاي شاهانه‌ٴ او تفاوت زيادي‌ داشت‌.
4. سمرقند. توسعه‌ٴ سمرقند را هم بايد به حساب تيمور گذاشت‌، كه يكي از دو شهر عمده‌ٴ سغد و ديگري بخارا بود. اين شهري باستاني بود كه در كناره‌ٴ جنوبي رود سغد قرار داشت‌، چندان‌ قديمي كه زماني اسكندر آن را گشوده بود. براي نشان دادن اعتبار فرهنگي آن بايد خاطرنشان شد آن نخستين شهر در خارج از چين بود كه كاغذ در آن به كار مي‌رفت (650م‌) و ساخته مي‌شد (757م‌). اين شهر هميشه جنبه‌ٴ بين‌المللي فراواني داشت و ميعادگاهي طبيعي براي همه‌ٴ اقوام‌ آسياي مركزي و داراي جاذبه‌ٴ نيرومندي براي بسياري از ساير اقوام بود. تيمور آن را پايتخت‌ محبوب خود ساخت و با غنايم سراسر جهان آراست‌. هنگامي‌كه ابن‌بطوطه در اواسط سده‌ٴ چهاردهم از آن ديدار كرد، از آن به‌صورت يكي از زيباترين شهرهاي جهان سخن گفت‌، كه با اين‌ همه نيمه‌ويران بود؛ از سال 1369م به بعد تيمور آن را احيا كرد و رونق داد. بازارها، مسجدها، كتاب‌خانه‌ها، باغ‌وحش‌، رصدخانه‌،1 و بناهايي احاطه‌شده در باغ‌هايي بزرگ ساخت‌. از شهرهاي تصرف‌شده‌ٴ شام‌، آناطولي‌، ايران و هند، نه‌تنها غنايم‌، بلكه علما و صنعتگران را به‌ سمرقند برد از قبيل بافندگان‌، خياطان‌، جواهرسازان‌، زرگران‌، بيطاران‌، پوست‌دوزان‌، اندودكاران‌، كمانگران‌، باغبانان‌، بازداران‌، شطرنج‌بازان و داروگران‌. در مدتي كوتاه مسجدي عالي براي همسر


1. البته نوه‌اش الغ‌بيگ رصدخانه‌ٴ بزرگ‌تري در نزديكي سمرقند ساخت (1420ـ1421م‌) و زيج تازه‌اي استخراج كرد.